محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

642

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

نسبت به احترام شخص انسان به اين گفته‌ها واداشته است ، منظورش التزام به برائت ظاهرى بوده است و مسئلهء باطن را به وجدان فردى واگذار كرده است . و آيا تمام آنچه كه بر نظر مذهب حنفى ايراد گرفته شده است ، از اين جهت نيست كه آن‌ها مىخواسته‌اند آزادى بيشترى بدهند به كسانى كه خوب استفاده كردن از آزادى را به كار نگرفته‌اند ! ! ؟ 4 - نيّت جلب رضاى مردم ( ريا ) مطلبى كه مانده ، نوع ديگرى از انگيزه‌هاى خودخواهى است كه بايد توصيف كنيم ، و نسبت به بحث آخرين موردى است كه از آن سخن مىگوييم ؛ كه نمونهء ديگرى از خودخواهى جسورانه است ، ولى اين خودخواهى ، تجاوز به غير و انكار واقعيّت نيست و جنبهء مادّى هم ندارد ، بلكه پوششى از نرمش و ابراز انس و الفت بيشتر است . زيراكه اين حالت از خوددوستى مىجوشد ؛ همان احساس طبيعى كه در بعضى از شرايط ، مشروعيّت دارد ، البتّه با درجات متفاوت از مشروعيّت ، ولى در اينجا عيب كار اين است كه لزومى ندارد و در غير محلّ خود به كار گرفته شده است . البتّه مشروعيّت آن در ذات خود متفاوت است ، چون براى زندگى اجتماعى انسان لازم است به كمترين حد از محبّت قلبى ديگران و در حدّ اقل اعتبار در نظر ايشان ، به مقدار ضرورتى كه براى تنفّس زندگى مادّيش ضرورت دارد ، اطمينان داشته باشد . آيا اين مقدار مجاز نشده و بلكه از امور موافق با سنّت حسنه نيست كه شخص به شكل ظاهر و روش لباس پوشيدنش در اجتماع بيشتر اهميّت بدهد تا در بين كسانى كه با آنها انس و الفت دارد ، و اين امرى است كه سنّت دينى بر آن تأكيد دارد : « پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم وقتى كه بيرون مىآمد ، ردا مىپوشيد . » « 1 » .

--> - على الصّحيحين : 1 / 647 ، حديث 1742 ؛ كافى : 7 / 273 ، حديث 12 ؛ سنن ترمذى : 4 / 461 ، حديث 2159 : 5 / 273 ، حديث 3087 ؛ سنن دارمى : 2 / 69 ؛ مجمع الزّوائد : 1 / 139 ؛ مصباح الزّجاجه : 4 / 163 ؛ تذكرة الفقهاء : 2 / 77 ؛ سنن كبراى بيهقى : 5 / 8 ؛ سنن ابى داود : 2 / 185 ؛ وسائل الشّيعه : 19 / 3 ، حديث 3 . ( 1 ) - ر ك : صحيح بخارى : 3 / 1125 ، حديث 2925 ، 5 / 2184 ، حديث 5457 ، عبارت روايت بخارى چنين است : حسين بن -